تبليغاتX
مسافر کوچولو - وداع با مسافرکوچولو...

مسافر کوچولو

ادبی

 

 

وقتی آن جا را نشانم دادند که بروم باورم نشد به کجا می روم...

آمدم به دنیا... دنیای آدم ها... آدم بزرگ ها...

اما چه سود که غرق شدم و تمام فرشته های حامی ام را فراموش کردم...

مسافرکوچولو... وبلاگ تنهایی هایم...

تو را به خدای بزرگ می سپارم...

دست خدا به همراهت...

تولد یک سالگی ات را جشن خواهم گرفت...

منتظر ت هستم...

و قول می دهم که دیگر با کلمات الکترونیک خون پاکت را بر صفحه ی مانیتور نریزم...

دوستت دارم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 13:8  توسط مسافر کوچولو  |