سلام مسافرکوچولو...
تولدت مبارک...
تو هم یک ساله شدی...
تو هم یک سال از عمر دنیایی ات گذشت...و بزرگ شدی...
...
تفال به حافظ زدم...:
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذرا ما را بس
...
در شروع داستان حرف های زیادی بود که ناگفته ماند...
دوستان زیادی آمدند و با قدوم متبرکشان لطف را بر مسافر کوچک تمام کردند...
خدای من ...!!! خدای بزرگ...!!!
تمام دوستان مسافر کوچولو و خود او را یاری کن تا در این وادی پنجره ها در پناه تو بمانند...
آمین...
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:28  توسط مسافر کوچولو
|
